دفتريار ، بودن يا نبودن ! (بخش دوم)

به نام خدا 



نويسنده : س . جمشيدي 

حدود مسئوليت دفتريار در تنظيم اسناد



در حالی که اسناد با حضور طرفین سند (معامل یا متعامل) متعهد یا متعهد له  تنظیم و به امضاء می رسد و ذیل سند با ذکر عبارت مسئول هویت متعاملین – طرفین و صحت ثبت هستم و سردفتر مربوطه این عبارت را که در شرح وظایف او میباشد امضاء مینماید  ظاهرا" به نظر می رسد که دفتریار مسئولیتی در تنظیم اسناد ندارد در حالی که اینگونه نیست و حسب قوانین و مقررات سازمان متبوع مسئولیت دفتریار تعریف و توصیف شده که بعضا" خطیر و قابل دقت است و در صحت و سلامت اسناد نقش موثری دارد .
ذیل ماده سه قانون دفاتر اسناد رسمی آمده است « دفتریار به پیشنهاد سردفتر و بموجب ابلاغ سازمان ثبت اسناد و املاک کشور برابر مقررات این قانون منصوب می شود » ولی پس از صدور ابلاغ سردفتری که  وی را به اداره ثبت به عنوان دفتریار معرفی نموده دیگر قادر نخواهد بود که تقاضای لغو ابلاغ وی را نموده و یا دیگری را معرفی نماید بلکه در صورت اختلاف به موضوع رسیدگی و به تخلف متخلف رسیدگی خواهد شد و این خود شاهد آن است که دفتریار پس از صدور ابلاغ نمایندگی ثبت را عهده دار بوده و وظایفی که در این خصوص برای وی مقرر است بایستی انجام دهد .
در قانون ثبت مذکور است که سردفتران و دفتریاران مکلفند علاوه بر رعایت تکالیف قانونی از نظاماتی   که وزارت دادگستری برای آنها مقرر می دارد متابعت نمایند و همچنین مواد 49  تا 69  قانون ثبت اسناد و املاک در مورد سردفتران و دفتریاران نیز جاری می باشد  و از ذکر مواد یاد شده خودداری می شود ولی در این مواد همان مسئولیت هایی که برای سردفتر در نظر گرفته شده دفتریار را نیز در آن مسئول و موظف می داند از آن جمله  همانگونه که سردفتر نمی تواند اسنادی را که به منفعت خود و یا بستگان خود باشد را در دفتری که تصدی آن را عهده دار است تنظیم کند دفتریار نیز در محدوده تعریف شده در قانون از تنظیم چنین اسنادی ممنوع است . همچنین در ماده شش قانون دفاتر اسناد رسمی همانگونه که در انتخاب سردفتران مواردی  بایستی درنظر گرفته شود  در همان قانون برای انتخاب دفتریاران نیز صلاحیت آنها توصیف گردیده و این خود دلیل بر مسئولیت موسع دفتریار در امور جاری دفترخانه از جمله در تنظیم اسناد است و نیز اشخاصی را که نمی توان به سردفتری برگزید به دفتریاری نیز پذیرفتنی نخواهد بود که حساسیت مسئولیت دفتریار نیز در نظر گرفته شده و مشاغلی که منافی شغل سردفتری است با حرفه دفتریاری نیز منافات دارد که در ماده 15 قانون دفاتر اسناد رسمی مصرح است و در ماده 18 قانون اخیرالذکر در فصل سوم مقررات مربوط به دفترخانه و وظایف سردفتران و دفتریاران توصیف گردیده و در ماده 22 همین قانون مذکور است دفتریارانی     که در انجام وظایف خود مرتکب خطاهایی شوند در مقابل متعاملین و اشخاص ذینفع مسئول بوده و چنانچه در اثر تقصیر یا تخلف وی از قوانین مقررات سندی بعضا" یا کلا" از اعتبار افتد خسارات وارده تابع قوانین و مقررا ت عمومی خواهد بود و این خود دلیل محکمی است  که دفتریار در تنظیم اسناد مسئولیت دارد . در غیر اینصورت پیش بینی مجازات  معنایی نداشت و همانگونه که فوقا" نیز  مذکور است در ماده 29  قانون دفاتر اسناد رسمی دفتریاران مکلفند علاوه بر رعایت تکالیف قانونی از نظاماتی      که وزارت دادگستری مقرر می دارد متابعت نمایند و مواد 49 تا 69  قانون ثبت را نیز  ملزم به  انجام هستند . در ماده  11  آئین نامه قانون دفاتر اسناد رسمی پرداخت وجه تا سقف تعیین شده در قانون در مقابل قبض رسمی نزد نماینده دفترخانه تودیع می شود . در ماده 18 آئین نامه قانون دفاتر اسناد رسمی همانگونه که سردفتر نباید هیچ سندی را امضاء نماید مگر که وارد دفتر شده و به امضاءاصحاب معامله رسیده باشد ، دفتریار نیز عینا" همین مسئولیت را دارا می باشد و تعیین حقوق ثبتی بر اساس مصوبه قانونی نسبت به هر سند و درج آن در دفتر گردش تمبر و اسناد تنظیمی بر عهده دفتریار است و بطور کلی به غیر از مواردی که در قانون برای دفتریار تعریف شده اموری که از طرف سردفتر  هم به دفتریار محول می شود  از جمله تنظیم اسناد و بررسی مدارک و مستندات آن و تعیین حقوق دولتی  و تطبیق اوراق سجلی با سند مورد نظر  و موارد لازمه دیگر از جمله وظایف دفتریار است . گو اینکه آن قسمت از اختیارات که از طرف سردفتر به وی تفویض گردیده مشترکا" مسئولیت سردفتر و دفتریار را در پی دارد ، ولی دامنه مسئولیت و اختیارات دفتریار نیز مشخص می شود و صلاحیت و موقعیت دفتریار بایستی چنان باشد که در صورت قبول کفالت سردفتری دفترخانه از همان مسئولیت و اختیاراتی که سر دفتر مربوطه برخوردار است ، او نیز متعهد و متقبل انجام آن شده و این مهم امکان پذیر نیست مگر آن که صلاحیت علمی و عملی و آشنایی و کاردانی دفتریار در تنظیم اسناد که عمده ترین وظیفه دفترخانه است  آنچنان باشد که قادر به قبول این مسئولیت گردد .
نکته مهم آنکه در ماده 30  قانون دفاتر اسناد رسمی مذکور است «سر دفتران و دفتریاران موظفند نسبت به تنظیم و ثبت اسناد مراجعین » اقدام نمایند مگرآنکه مفاد و مدلول سند مخالف با قوانین و مقررات موضوعه و نظم عمومی یا اخلاق حسنه باشد که در این صورت باید علت امتناع را کتبا" به تقاضا کننده اعلام نمایند و در تبصره ماده 7  قانون مذکور کفیل دفترخانه باید واجد همان شرایط باشد که برای سردفتر مقرر است و این زمانی است که دفتریار کفالت سردفتر را پذیرفته است . در ماده 16  قانون یاد شده سردفتران و دفتریاران قبل از اشتغال بکار باید سوگند یاد نمایند در ماده 22 دفتریارانی که در انجام وظایف محوله مرتکب تخلفاتی بشوند در مقابل متعاملین و اشخاص ذینفع مسئول  خواهند بود و اگر سندی در اثر تقصیر یا تخلف او از قوانین و مقررات  بعضا" یا کلا" از اعتبار افتد علاوه بر مجازات های مقرر باید ازعهده خسارات وارده برآید شمه ای از آنچه مستند به قوانین موضوعه مذکور افتاد با این قصد و نگرش بوده که در تمامی موارد و مراحل تنظیم اسناد ، دفتریار مسئولیت قانونی دارد. حال اگر صراحت در انجام تکالیف سردفتر در تنظیم اسناد با تأکیدات بیشتری پیش بینی شده امری طبیعی و غیر قابل انکار است ولی بدان معنی نیست که دفتریار نسبت به تنظیم اسناد فاقد مسئولیت بوده و تنها با عنوان بی مسمی در محل دفترخانه حضوری کمرنگ داشته و فردی بدون مسئولیت است .




توضیح بنچاق :

بسم الله النور




آنچه در دو بخش ، تحت عنوان : دفتریار ، بودن یا نبودن ، ارائه گردید ، نقطه نظر و دیدگاه محققانه ی یک دفتریار بود که به نحو شایسته ای به رشته ی تحریر در آورده بود . برای ایشان و هم کیشان ایشان آرزوی توفیق و نیل به اهداف و آرمان هایشان را دارم .

اما ؛ من نیز به عنوان سردفتر ، از دفتریار ، تعریف  و انتظاری دارم که تمام و کمال ، نه در مقاله ی بالا و نه در تعریف زیر ، مصور نمی شود ! 

" دفتر اسناد رسمی (یا دفترخانه یا محضر) نهاد مدنی وابسته به قوه قضائیه ایران برای تنظیم و ثبت رسمی اسناد است که بصورت مستقل و بدون وابستگی مالی به حاکمیت سیاسی اداره می‌شود. دفتر اسناد رسمی بعنوان یک مرکز حقوقی و مدنی ، رابط حاکمیت و شهروندان است. مهم ترین کار این نهاد تامین و تضمین امنیت حقوقی و اقتصادی جامعه‌ است. سردفتر در راس این نهاد ، شخصاً دارای مسئولیتی مستقل از دولت و قوای حاکم بوده و با تنظیم دقیق اسناد نقش حساسی در جلوگیری از وقوع نزاعهای بی مورد و کاهش مراجعات مردم به محاکم دادگستری دارد. کمک به تامین بهداشت حقوقی جامعه ، از طریق تثبیت مالکیت شهروندان بر اموال و دارائیهای خود و رسمیت بخشیدن به عقود و تعهدات و وصول برخی درآمدهای دولت از دیگر کارهای این نهاد است .

اداره امور دفترخانه بعهده شخصی است که بنا به پیشنهاد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با جلب نظر مشورتی کانون سردفتران و دفتریاران تعیین شده و ( سردفتر) نامیده می‌شود. هر دفترخانه علاوه بر یک دفتریار که سمت معاونت دفترخانه و نمایندگی سازمان ثبت را دارا می‌باشد و( دفتریار)  نامیده می‌شود ، می‌تواند یک دفتریار دوم نیز داشته باشد. دفتریار به پیشنهاد سردفتر و بموجب ابلاغ رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک ایران وبا اختیارات تفویض شده از طرف رئیس قوه قضائیه ایران و برابر مقررات قانون دفاتر اسناد رسمی منصوب می‌شود ."

احساس می کنم باید در کالبد این تعاریف ، کمی روح دمیده شود ! دل ها به هم نزدیکتر شود ! جایگاه قانونی عزیزان سردفتر و دفتریار ، هر دو رفیع است ! اما آنچه حافظ نظم است ، رعایت سلسله مراتب در محیط کار می باشد ! تبیین نقش و جایگاه دفتریار در دفترخانه و برجسته سازی آثار امضای او بر تارک اسناد ، چنانچه همزمان و با رعایت تناسب ، بتواند موقعیت ، اهمیت ، مسئولیت ، مدیریت ، سرمایه گذاری ، خطرپذیری و پاسخگو بودن  سردفتر را در ذهن خواننده و شنونده ، تداعی کند ، بسیار بجا و ضروری است !

در کابین هواپیمایی که در شرایط جوی بسیار خطرناک ، محموله های ارزشمندی چون سند رسمی و امنیت و مالکیت را در چمدان اطمینان مردم ، بر بالهای پیشینه ی درخشان و اعتبار خود حمل می کند ، خلبانی کهنه کار و با تجربه و کارآمد به نام ( سردفتر ) و مهندس پروازی جوان و خوش فکر به نام ( دفتریار ) نشسته اند ! و همگان بر این باورند که باز هم به سلامت ، در فرودگاه عافیت ، به زمین خواهد نشست !

و من الله التوفیق

فرامرز جمشیدی 

1392/11/13

 

 


خبر خوب !






خبر خوب ، اينكه :

از صبح امروز يكشنبه 1392/11/13 امکان فراخواني و مشاهده‌ي عکس کارت ملي اشخاص حقيقي با ورود اطلاعات شماره سريال پشت کارت ملي در دفاتر اسناد رسمي استان هاي همدان ، لرستان ، گلستان ، هرمزگان ، كرمانشاه ، كرمان ، البرز ، گيلان ، آذربايجان غربي و مازندران نيز فراهم شده است و به زودي ساير استان ها هم وارد اين طرح خواهند شد .

تا بعد ...

شیوه ی تبلیغ را باید از نیروی انتظامی فرا گرفت !!!


بسم الله النور

شیوه ی تبلیغ را باید از نیروی انتظامی فرا گرفت !!!

صرفنظر از اینکه نیروی انتظامی – در ارتباط با تنظیم اسناد خودرو - تن به اجرای قانون نمی دهد و مصرانه ، مقوای سبز رنگی را که حاوی اطلاعات پلاک خودرو است ، سند رسمی می نامد و در مراکز تعویض پلاک ، موکدا" مردم را از مراجعه به دفاتر اسناد رسمی ، نهی می کند ( شما بخوانید : مردم در مراجعه به دفاتر اسناد رسمی ، مخیر هستند ! ) اما شیوه ی تبلیغ را باید از نیروی انتظامی فرا گرفت !!!

نیروی انتظامی با استفاده از جذابیت تصویر و به شیوه ای کاملا" نامحسوس ، برگ سبز را به جای سند خودرو ، در ذهن و باور بیننده ، جا می اندازد و در حالیکه مردم از خنده روده بُر شده اند ، می پذیرند که " برگ سبز " ، سند خودرو است !!!

سریال شاهگوش به کارگردانی داود میر باقری ، از آن دسته  فیلم هایی است که با برخورداری از فیلم نامه ای قوی و استفاده از بازیگرانی ممتاز و با موضوعیت نیروی انتظامی ، توانسته اقبال همگانی و پایگاهی میلیونی برای خود فراهم کند .

ضمن تبریک به عوامل این سریال خوش ساخت ، تماشای " هوشمندانه " ی آنرا به اعضای خانواده ی دفاتر اسناد رسمی ، خصوصا" اعضای کانون سردفتران و دفتریاران توصیه می کنم .

ویدیوی ضمیمه را حتما" ببینید 

 

 

و من الله التوفیق

فرامرز جمشیدی  

دفتريار ، بودن يا نبودن !


بسم الله النور


دفتریار ، بودن یا نبودن !






نويسنده : س . جمشيدي



حدود مسئوليت دفتريار در تنظيم اسناد
                             


مقدمه
این نوشتار، که موضوع آن «حدود وظایف و مسئولیت‌های دفتریار است»، ابتدائاً مقدمه‌ای دارد که در آن، به ترتیب درباره‌ی دو محور ذیل بحث خواهم کرد:
1ـ پسوند «یار» در واژه‌ی «دفتریار»،
2ـ چرایی الزام دفتریار به همراهی (با) و معاونت (به) سردفتر،


1

مروری اجمالی بر مجموع مطالبی که درباره‌ی حدود وظایف و مسئولیت‌های دفتریار به «گفت» و «نوشت» درآمده، بیانگر آن است که تاکنون به بار معنایی پسوند «یار» در واژه‌ی «دفتریار» کم‌تر توجه و تمرکزی صورت گرفته و حداکثر درباره‌ی مفهوم لغوی این واژه، آن‌هم در قالب کلمه‌ی عربی «معاونت» به استناد لغت‌نامه‌های فارسی و غیرفارسی، سطوری چند نگاشته شده است. متقابلاً، آن‌چه اغلب در پاسخ به پرسش فوق محل درنگ بوده، عبارت است از عرضه‌ی تاریخچه‌ای مختصر از پیدایی ضرورت حضور فردی در سمت دفتریار در دفاتر اسناد رسمی، شرح وظایف دفتریار به استناد مواد قانونی، برشماری برخی از ابهامات که در شرح وظایف و مسئولیت‌های دفتریار مکنون است و، بعضاً، انتقادهایی از تناقض‌ها و تنگناهای موجود در ماهیت این وظایف و مسئولیت‌ها که مانع از انجام و اجرای دقیق آن‌ها در مرحله‌ی عین و عمل می‌شود. در نتیجه، جای بحثی، هر چند کوتاه، درخصوص پسوند «یار» خالی است که البته انتظار می‌رود طرح آن به وجه مدخل و مقدمه‌ی بحث حاضر، سودمند باشد.
2
در بحث ذیل، بدیهی است پرداختن به معنای واژه‌ی «یار»، به دلیل روشنی و آشکاربودگی این مفهوم، محل و موضوعیتی نداشته باشد، بلکه آن‌چه اعتنا و اقبال‌برانگیز است، برشماری برخی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی است که فردی که می‌خواهد در سمت یارِ سردفتر انجام وظیفه کند، آن‌هم در جایگاهی که پیش از این در اختیار علما و فضلا و روحانیون بوده، به نظر می‌رسد بسیار حائز اهمیت باشد.
در توجه‌دادن خواننده به این موضوع، اراده‌شده و آگاهانه نظر دارم به این‌که از رهگذر برجسته‌سازی ویژگی‌هایی که برخواهم شمرد، بارِ خاطر دفتریاران را در طی‌کردن مسیر پرفراز و نشیبی که پیشِ رو دارند، سنگین‌تر کنم. چه اگر یار شاطر آن‌ها در سبک‌شمردن این بارِ گران باشم، مسیر یادشده به «بِئس المصیر» یا «بدْبازگشتگاه» مبدل خواهد شد.
3
دفتر اسناد رسمی، نهادی خصوصی است که جان‌مایه‌ی وظایف متعددش، رسمیت‌دادن و مشروعیت‌بخشی به اسناد عادی مراجعان است. «رسمیت‌دهی» و «مشروعیت‌بخشی» به همان اندازه که کارویژه‌ای گران‌سنگ است، مستعد آن است که عامل این رسمیت و مشروعیت را به گران‌جانی مبتلا کند. گرانی‌جان، سنگینی گوشِ روح و جان است از شنیدن ندای وجدان؛ ندایی که به محض مشاهده‌ی گستره‌ی میدان عمل و فراگیری دامنه‌ی اختیار، صاحب خویش را نهیب می‌زند که به کژراهه و بی‌راهه گرفتار نیاید و زبانِ ظاهر و باطن را، که در شیوه‌ی سخن‌گفتن و فکرکردن و قلم‌راندن‌ وی متجلی می‌شود، به گناه نیالاید.
حال با این توضیحات، «دفتریار»ی که در کنار «سردفتر»ی، با گستره‌ی اختیاراتی تقریباً واسعه، قرار می‌گیرد باید چگونه یاری باشد و چه نوع معاونتی عرضه دارد؟
4
بی‌گمان پاسخ به چگونه‌بود چنان «یار»ی و معاونت و معاضدتی که عرضه می‌دارد، متأثر از مکانتی است که در آن جای گرفته و وجاهتی که این شغل به وی ارزانی داشته است. این مکانت، ضرورت بهره‌مندی دفتریار از ایمان و باورمندی به وظیفه و مسئولیتی را که برعهده دارد، مقدم بر هر صفت دیگر ایجاب و اقتضا می‌کند. زیرا ایمان، خود «عاملِ خوف» است از خطر به معنای بزرگی؛ بزرگی مسئولیتی که از دفتریار انتظار می‌رود، و نیز «موجب رجاء» است به تأثیر حَضَر به معنای حضور با جسم و جان در ایفای وظایفی که بر دوش وی نهاده شده است.
این‌چنین است که ایمان، دفتریار را در یاری‌رساندن به سردفتر نیرومند می‌گرداند و افزون بر آن، موجب سبقت یا پیشی‌جستن خودِ وی در انجام کارها به شکل مطلوب و رسیدن به غایت مقبول می‌شود. با این توضیح، «یار»، کسی است که بر خود چنین فرض کرده است که چون سردفتر، از او امری را بخواهد، فرمان بَرَد و هرگاه او را بخواند، پاسخ دهد و البته در مسیر این فرمان‌بَری و پاسخ‌گویی، ابتدائاً خود را به سلاح همّت و حمیّت مجهز گرداند تا به برکت این غرور و غیرت، توفیق انجام شایسته‌ی امور، نصیب وی شود و سردفتر نیز از آن، حظّ و حصّه‌ای بَرَد.
دفتریار، به‌واسطه‌ی پسوند «یار»، کسی است که هر روز خویش را در دفترخانه، «روز کار» و فردا را «روزِ شمار» می‌داند. به عبارت دیگر، هراس او از آمدن روزِ شمار، او را نَفَس‌شمار نَفْس خویش کرده است.
پسوند «یار» به دفتریار آگاهی می‌دهد که در جایگاهی که از هرسو وسوسه‌ی شیطان به ورطه‌ی هلاک فرامی‌خواند، به چشم سِر، از دنیا بدرودگویان «روان» باشد و به زشتی‌های آن، پشت‌کرده «شتابان»؛ و در سختی‌هایی که حین کار رخ می‌نماید، «شکیبا» باشد و در جهاد با نفس خویش «کوشا»؛ در باورش به کاری که انجام می‌دهد و خدمتی که می‌رساند، «برجا» و از اثرِ این استقامت، «بر کار» باشد.
«یار» در جایی چون دفترخانه‌ی اسناد رسمی، بایسته است کسی باشد که مرگِ دورنما را به خود نزدیک ساخته، ترک لذت را بر خویش آسان شمرده، و خانه‌ی دل را از هر هوس پرداخته باشد. چنین کسی بی‌گمان راه پرهیزکاری پوید و از چراغ هدایت، راهنمایی جوید.
«یار» سردفتر کسی است که خود را از دیده‌ی تیزبین عدل الهی، «نَرَسته» بیند و خدا را بر گذرگاه کردار خود «نشسته». پس در کار خویش، هم به تن «حاضر» باشد، هم به خرد «پیدا». بکوشد که از سخن ناسنجیده بپرهیزد و تا آماده نباشد، به کاری برنخیزد و آن‌گاه که برخاست، چالاک به کار درآویزد.
«یارِ» سردفتر کسی است که در دفترخانه، از انجام کارها به «شُبهت» و رفتن به «شهوت»، پروا دارد. به «سیرت» پیامبر (ص) اقتدا کند و بر «سنت» او بگرود و با رهروی در طریق این سنت و سیرت، از خطا وارهد.
«یار» سردفتر کسی است که می‌داند معاضدت و معاونت، «پیام رحمان» است و منازعت و مفارقت، «وسوسه و دمدمه‌ی شیطان».
5
با این سخنان به فراز بعدی بحث خویش وارد می‌شوم که چرایی الزام دفتریار به همراهی (با) و معاونت به سردفتر است. آن‌چه در این فراز درباره‌ی واژه‌ی معاونت بیان می‌کنم، سخنی است استحسانی یا از سرِ ذوق، مبنی بر این‌که «معاونت» از ریشه‌ی «عون»، ابتدا با واژه‌ی عربی «مَعَ» به معنای «با» آغاز می‌شود. این «با»، بای همراهی است و از آن، به وجه تعبیر (یعنی عبور از ظاهر چیزی و رسیدن به باطن آن به قصد عبرت‌گرفتن)، این نتیجه را می‌توان اخذ کرد که عون یا یاری جز به همراهی امکان‌پذیر نیست و همراهی از همدلی ناشی می‌شود زیرا تا دل‌ها یکی نشوند و هر دو، روی به یک قبله نکنند، همپایی صورت نخواهد گرفت و گام‌ها، یک راه و مسیر واحد را نخواهند پویید.
همچنین نتیجه‌ی دیگری که می‌توان گرفت، این است که یارِ همواره همراه، منطقاً یاری امین است. بنابراین، سپردن معاونت به دفتریار، از سرِ امین‌شمردن وی است. خداوند نیز امانت خویش، که عشق الهی است، به اهلش می‌سپارد که پاسِ امانت بدارد و در نگاهداشت آن از چیزی فرونگذارد. از این‌رو، رابطه‌ی امین و مأمون، که در این‌جا منظور رابطه‌ی سردفتر و دفتریار است، رابطه‌ای طولی است، نه عرضی. یعنی این دو در امتداد هم‌اند، نه در مقابل یکدیگر.
6
آن‌چه در باب «یاری» و «معاونت» دفتریار گفته آمد، شاید این شبهه را پیش آوَرَد که شخصیت دفتریار، شخصیتی تابع و وابسته‌ی به سردفتر است. حال آن‌که نه‌فقط این سخن عقلاً پذیرفته نیست، بلکه باید گفت دفتریار، چه به‌لحاظ وظایف تحویلی (که به موجب قانون، انجام آن‌ها به وی تحویل شده است)، چه به‌لحاظ وظایف ارجاعی (که از ناحیه‌ی سردفتر به وی ارجاع می‌شود)، دارای شخصیت قانونی و مسئولیت مستقل است. گواه بیِّن قانون‌مندی شخصیت و استقلال مسئولیت‌های دفتریار این است که دفتریار را شاهد دوم ثبت سند خوانده‌اند. قرارداشتن در جایگاه شاهد به هنگام واقع‌شدن امری که صِرف وقوع، به آن جنبه‌ی سندیت می‌بخشد و آن را قابل‌استناد می‌کند، ظرایف و دقایقی را برابر با نصّ قرآن و آیه‌ی تداین (آیه‌ی 282 سوره‌ی بقره)، متوجه جایگاه حقوقی دفتریار می‌کند.
خوب است به این لطیفه توجه داشته باشیم که خطاب آغازین آیه‌ی یادشده، مؤمنان هستند: «یا ایها الذین آمنوا اذا تدایَنتُم بِدَینٍ اِلی اَجَلٍ مسمّیً فَاکتُبُوهُ وَلیَکتُب بَینَکُم کاتب بِالعدل ...». بهره‌گیری از این آیه در بحث حاضر می‌تواند ذهن را به نتایجی چند درخصوص دفتریار، در مقام شاهد دوم ثبت سند، رهنمون کند از جمله این‌که دفتریار بنا به خطاب صریح آیه (یا ایها الذین آمنوا)، «مؤتمن» است؛ «عالِم»  است زیرا هنر کتابت و کاتب‌بودن در پی بهره‌مندی از علم پدید می‌آید؛ و «عادل» است از آن‌رو که شهادت جز بر پایه‌ی عدل استوار نیست.
اِشعار به فواید ناشی از ویژگی‌ها و صفاتی که شرح آن رفت، تلاش برای اِحراز آن‌ها یا، دست‌کم، حفظ و نگهداشت آن‌ها را از سوی دفتریاران ایجاب می‌کند و اِکراه احتمالی آن‌ها را از اهتمام تام و تمام به انجام وظایف و مسئولیت‌هایشان (که بسا برخی مضایق و موانع موجود بر سر راه ایفای تعهدات، موجب آن شده باشد)، به اِنتباه یا بیداری هرچه بیش‌تر بدل می‌سازد.




(بخش دوم در پُستي عليحده ارائه خواهد شد) .