" یلدا " شب بلند غزلهای مشرقی ست



ششم دی تعطیل شد !!!!!
چندسالی است ششم دی بعنوان روز سردفتر و سندرسمی درگوش جامعه سردفتری کشور زمزمه میشود و هرسال به امیدی دل خوش میداریم که از سال آینده تقویم کشوری این روز را به پاس 80 سال خدمات صادقانه و بدون چشمداشت کاتبان بالعدل در خود جای دهد ولی افسوس نه از جانب مقامات و مسئولین توجهی میشود و نه از ناحیه اهالی این حرفه جوش و خروشی که نشان از عزم و جزم عملی در تثبیت این روز مشاهده میشود
چندروزی به ششم دی در فضای مجازی نسیم ملایمی میوزدو روز موعود از طرف تعداد اندکی از دلسوزان جامعه سردفتری کشور بصورت خود جوش در محل دفتر جشنی خودمانی و پخش نقل و شکلاتی برای جلب توجه مراجعین به این روز بزرگ و شاید روز بعد هم ادامه یابد و دیگر تمام تا سال بعد .......
از بس ششم دیماه از خود ما ، از کاتب و جامعه سردفتری بیمهری و نامهربانی دید امسال خود را به تعطیلی زد و ششم دی امسال جمعه است و تعطیل و همین یک روز و در معدود دفاتر هم بزرگداشت این روز آفلاین ........
شاید تعداد روزهای سال کفاف رسیدن جامعه سردفتری کشور به آرزوی دیرینه اش را ندهد و 365 روز همه تکمیل باشد و یا قبلا دیگران وقت گرفته اند و روزهائی از آن را رزرو کرده باشند ... کاش یک روز اضافه سال در سالهای کبیسه را به ما اختصاص میدادند و روز سردفتر در سال کبیسه در تقویم جای میگرفت ... به این میگویند استفاده از آخرین امید......
خطاب من به همکاران است که اگر مورد بی مهری متصدیان و متولیان امور قرار گرفته ایم چه باک؟ چرا خود به حرفه جفا میکنیم؟ لاقل بیائید تک تک اعضای این خانواده بزرگ این روز را در تقویم دلمان که نیازی به تصویب و تائید مراجع مختلف و بوروکراسی اداری ندارد ثبت و حک کنیم و خود در بزرگداشت این روز همتی نمائیم
نوشته مختصری از سال قبل را بازنشر مینمایم و امیدوارم سال اینده نیازی به بازنشر و گلایه نباشد و اخبار برگزاری جشنها و بزرگداشتها فضای مجازی را بی تیاز از نقل مطالب گذشته نماید
میترسم فردا خیلی دیر باشد و خودمان هم نتوانیم معرف خویش باشیم .... چگونه میتوان انتظار داشت که از حمایتهای جامعه حقوقی کشور و آحاد مردم برخوردار گردیم؟ وچرا از تمام توان و ظرفیت علمی و عملی خود استفاده نمیکنیم؟ اگر هر فردی از این خانواده بزرگ سردفتری در محدوده و محل دفتر خود اطلاع رسانی و تبلیغ نماید جمعیت کثیری از علت وجودی این روز بزرگ آگاه و متوجه اهمیت سند رسمی و فواید آن خواهند شد و زمینه های فکری و باورهایشان نسبت به اسناد عادی و مضار آن تغییری اساسی و بنیادین خواهد یافت
روز سردفتر یا اسناد رسمی هرچه باشد نماد آن سردفتر است و حیثیت و شئونات شغلی و اعتبار سند رسمی در گرو همت یکایک ماست و هریک به وسع خود باید در تهیه و تدوین مقالات نسبت به موضوعات مختلف این حوزه وایجاد ارتباط با اساتید و دانشجویان حقوق و وکلا و حقوقدانان منطقه و دانشگاههای حوزه فعالیت خود فعالانه قیام نموده و اگر در حوصله و توانمان نیست با نصب یک پوستر و یا بنر و حتی چند سطر درشت در داخل و بیرون دفتر سهم و دین خود نسبت به حرفه مقدس کتابت را ادا نمائیم تا آیندگان ما را به سستی و رخوت و بی اعتنائی به این شغل شریف متهم ننمایند .... این شما و ... این گوی ..... و این میدان .... و این تاریخ پر فراز و نشیب سردفتری ...
http://sardaftar3y.persianblog.ir/post/582/
بسم الله النور

این قیاس ناقصان بر کار رب
جوشش عشق است نه از ترک ادب
نبض عاشق بی ادب بر میجهد
خویش را در کفهٔ شه مینهد
بیادبتر نیست کس زو در جهان
با ادبتر نیست کس زو در نهان
هم بنسبت دان وفاق ای منتجب
این دو ضد با ادب با بیادب
بیادب باشد چو ظاهر بنگری
که بود دعوی عشقش همسری
چون به باطن بنگری دعوی کجاست
او و دعوی پیش آن سلطان فناست
( من نیز سردفترم !)
با خودم گفتم مطلب امروز را با جمله ی بالا شروع کنم مبادا کسی از خوانندگان تصور کند یکی از کارمندان اخراج شده از دفترخانه ، ساز مخالف کوک کرده و قصد دارد خدای ناکرده جامه ی منزه سردفتر را ملوث نموده و به ساحت او تعرض کرده ، روزش را از او دریغ کند .
من نیز سردفترم – گر چه هرگز خود را لایق این جایگاه رفیع ندانسته ام – اما برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و سختی ها و مرارت های گوناگون دیده ام .
در کامنت ها خواندم : احترام امامزاده را متولی باید نگهدارد !
در پاسخ عرض می کنم سمت متولی برای من زیاد است . مرا مسئول کفش کنی این امامزاده نیز بکنید ، از سر من زیاد است . گزافه گویی نیست اگر بگویم کمتر کسی به اندازه ی من به سردفتری عشق دارد و برای آن احترام قائل است . علیرغم آنکه از سال 1354 برای رسیدن به منصب پرافتخار سردفتری خون دل خورده ام اما هنوز قبای آنرا برای تن خود گشاد می دانم .
منصبی که سبقه ی روحانیت دارد و امروز از آن انتظار دیانت ، امانت ، صداقت ، پاکدستی ، شرافت ، انصاف ، قناعت و معلومات دارند . قبول دارم که قسمت اعظم مسئولیت ها در دفترخانه با سردفتر است ! می پذیرم که هیچ تناسبی بین حق و تکلیف او برقرار نیست ! باور می کنم که سردفتر به تنهایی مسئولیت پرداخت تمام هزینه ها و تامین مایحتاج دفترخانه اعم از زیربنایی و روبنایی و تاسیسات و تجهیزات و امکانات و اقلام مصرفی و سرمایه ای را دارد ! جای انکار ندارد که جبران خسارات احتمالی اشخاص حقیقی و حقوقی و پاسخگویی به مراجع انتظامی و قضایی و تحمل مجازات اقدامات ناخواسته و پیش آمده با سردفتر است ! اصلا" چه کسی می تواند نقش سردفتر را به عنوان سپر دفاعی دفتریار و کارمند نادیده بگیرد ؟
اگر سردفتر نباشد ، دفتریار چه معنایی پیدا می کند و کارمند دفترخانه چه صیغه ای است ؟
اما علیرغم تمام این مقدمات ، باز هم معتقدم " دفتر اسناد رسمی " کل است و "سردفتر" جزئی از آن !!!
چه نسبتی بین دفتر اسناد رسمی و سردفتر برقرار است ؟ چه مقدار بر هم انطباق دارند ؟
شما بگویید 99% - چرا که وقتی سردفتر فوت می کند ویا بازنشسته می شود ویا خدای ناکرده معلق می شود " دفتر اسناد رسمی " از فعالیت بازمی ایستد ! اما بعد چه می شود ؟ برای آن سردفتر دیگری منصوب می کنند .
به ماده ی (1) و (2) قانون دفاتر اسناد رسمی و كانون سر دفتران و دفتریاران توجه فرمایید :
ماده 1- دفترخانه اسناد رسمی واحد وابسته به وزارت دادگستری است و برای تنظیم ثبت اسناد رسمی طبق قوانین و مقررات مربوط تشکیل می شود سازمان و وظایف دفترخانه تابع قوانین و نظامات راجع به آن است.
ماده 2- اداره امور دفتر خانه رسمی بعهده شخصی است که با رعایت مقررات این قانون بنا به پیشنهاد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با جلب نظر مشورتی کانون سردفتر نامیده می شود .
قانونگذار ابتدائا" نهادی را به عنوان دفتر اسناد رسمی تاسیس می کند و بعد برای اداره ی آن شخصی را با نام سردفتر منصوب می کند !
دفاتر اسناد رسمی در جای جای قانون مخاطب مقنن قرار گرفته اند و آنها را مکلف و موظف به انجام وظایفی نموده است :
ج- دفاتر اسناد رسمی مكلفند هنگام نقل و انتقال عین املاك، مفاصاحساب مالیاتی و بدهی موضوع ماده(37)قانون تأمین اجتماعی مصوب 1354 را از انتقالدهنده مطالبه و شماره آن را در سند تنظیمی قید نمایند مگر اینكه انتقالگیرنده ضمن سند تنظیمی متعهد به پرداخت بدهی احتمالی گردد كه در اینصورت متعاملین نسبت به پرداخت آن مسؤولیت تضامنی خواهندداشت
ماده 2- دفاتر اسناد رسمی موظفند در صورت عدم وصول پاسخ استعلامات، منتقلالیه را از آثار و تبعات سند تنظیمی موضوع تبصره ماده(1)، مطلع سازند در اینصورت طرفین پس از تنظیم سند و نقل و انتقال متضامناً مسؤول و پاسخگوی كلیه تعهدات قانونی و بدهیهای مربوط به ملك كه تا زمان تنظیم سند،طبق قوانین محقق و مسلم بوده میباشند
" قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی مصوب 1385.
ماده 1ـ
دفاتر اسناد رسمی مکلفند قبل از تنظیم سند رسمی انتقال عین اراضی و املاک اعم از قطعی، شرطی، هبه، معاوضه، صلح، وقف و وصیت، مطابقت مشخصات ملک و مالک (مندرج در سند مالکیت) با دفتر املاک و بازداشت نبودن ملک را از اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع آن استعلام و پس از اخذ پاسخ، با رعایت سایر مواد این آییننامه مبادرت به تنظیم اسناد مذکور نمایند و شماره و تاریخ پاسخ استعلام را در سند تنظیمی قید کنند.
ماده 4-
دفاتر اسناد رسمی موظفند هنگام تنظیم سند رسمی انتقال اراضی و املاک واقع در خارج از محدوده و حریم شهر، اعلام نظر اداره جهاد کشاورزی شهرستان مربوط مبنی بر عدم شمول مقررات قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن و یا عدم شمول ماده (56) قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع را اخذ و شماره و تاریخ آن را در سند تنظیمی قید نمایند. ادارات جهاد کشاورزی مکلفند با رعایت مفاد تبصره ماده (1) قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی و ماده (7) این آئیننامه، نسبت به ارجاع موضوع به سازمانهای ذیربط (حسب مورد سازمان امور اراضی یا سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور) و یا ادارات وابسته اقدام و اعلام نظر نمایند.
تبصره1ـ دفاتر اسناد رسمی موظفند به منظور تعیین موقعیت پلاک ثبتی مورد انتقال از جهت داخل یا داخل از محدوده و حریم شهر قرارداشتن آن، از سازمان مسکن و شهرسازی استعلام نمایند.
آیین نامه اجرایی قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی"
1 - به منظور تأمین وجوه لازم جهت اجرای مواد 10، 11، 57 و 68 قانون دفاتر اسناد
رسمی، دفاتر اسناد رسمی مکلفند همه ماهه ده درصد ازحقالتحریر دریافتی را به حساب
مربوط به بیمه و بازنشستگی و ازکارافتادگی و امور رفاهی و درمانی سردفترداران و
دفتریاران دفاتر اسناد رسمی وعائله تحت تکفل آنان پرداخت نمایند. نحوه پرداخت و
بیمه و بازنشستگی و حساب مربوط به موجب آییننامهای خواهد بود که از طرف سازمان
ثبتاسناد و املاک کل کشور تهیه و به تصویب رییس قوه قضاییه خواهد رسید.
" قانون توزیع حق التحریر دفاتر اسناد رسمی موضوع ماده 54 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354.4.25
...
البته پر واضح است که ساختمان و تابلو قدرت انجام فعل مورد نظر قانونگذار را ندارد و هر جا عبارت " دفاتر اسناد رسمی " به کار رفته است ، منظور " سردفتر " است و در واقع شخص سردفتر است که مکلف و موظف به انجام امور محوله می باشد . که اگر غیر از این بود پاسخ ما به ادارات بازرسی و صورتجلسات آنها این بود که بروید علیه " دفتر اسناد رسمی " کیفرخواست صادر کنید و آن را مجازات نمایید !
...
در نتیجه ضمن اظهار بی مایگی در بحث با بزرگان و احترام به آراء و نظرات ایشان و تاکید بر دلبستگی به اهالی فضای مجازی دفاتر اسناد رسمی خصوصا" آنها که در مرجعیتشان اتفاق نظر وجود دارد ، نظیر جنابان " میرزا بنویس " و " افق سردفتری " و " دفترخانه " و " کلبه عمو " و " دانشنامه سردفتران " و دیگران ، اعلام می کنم نظريه ي خود را در نامگذاری ششم دی ماه به عنوان " روز دفاتر اسناد رسمی " بر پایه استدلال فوق بنا نهاده ام و امیدوارم محلی برای گفتگو و تبادل نظر باشد و مانند همیشه از راهنمایی های شما بهره مند باشم .
چون كه 100 آيد 90 هم پيش ماست . " روز دفاتر اسناد رسمي " همزمان " روز سردفتر " ، " روز سند رسمي " و " روز دفتريار " است و متعلق به همه ي آناني است كه در دفترخانه زحمت مي كشند .
و من الله التوفیق
فرامرز جمشیدی
مطالب مرتبط
فراموش نکنیم (( ششم دی ماه در راه است ))
به بهانه روز 6 دی ، روز دفاتر اسناد رسمی
به نام خدا
صبح امروز – سه شنبه – رئيس و اعضاي هيات مديرهي كانون سردفتران و دفترياران، با حضرت حجت الاسلام و المسلمين آقاي علي خلفي – رئيس محترم حوزهي رياست و مشاور رئيس قوهي قضائيه – ديدار و گفتگو كردند .

در اين جلسه آقاي محمدرضا دشتي اردكاني – رئيس كانون سردفتران و دفترياران – ضمن تقديم گزارشي از عملكرد چهل دفتر اسناد رسمي كه به عنوان دفاتر خدمات قضايي نيز انتخاب شدهاند ، توضيحاتي به مناسبت ششم دي ماه " روز دفاتر اسناد رسمي" و تبيين جايگاه و نقش ِ سند رسمي ، ارائه نمودند .


دل می رود ز دستم ، صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که بازبینیم دیــــــدار آشنـــــــا را
در نسخهی "قزوینی-غنی" ، (شکستگانیم) ثبت شده، اما معروف است که کشتینشستگانیم هم در بعضی نسخ آمده. در این مورد حکایت معروفی هم هست که عدهای گویا درست این بیت را از صائب تبریزی سؤال کردهاند و ایشان در جواب گفتهاند:
بعضی شکسته خوانند، بعضی نشسته خوانند
چون نیست خواجه حافظ، معذور دار ما را
ومن الله التوفیق
فرامرز جمشیدی

در اين جلسه كه ساعت ٨/٤٥ آغاز و تا ساعت ١٢ ادامه داشت ، رييس دفتر محترم رييس جمهور و سرپرست نهاد رياست جمهورى و سركار خانم الهام امين زاده ، معاون حقوقى محترم رييس جمهور به سخنرانى پرداختند .
اطلاعات تكميلي متعاقبا اعلام مي شود .
بسم الله النور
لحظه ی تولد " ششم دی ماه " یا " روز دفاتر اسناد رسمی "
( پوستری که 27 سال پیش به همین مناسبت چاپ شده است )

آرزوی داشتن روزی در تقویم ملی کشور و برگزاری مناسبتی که طی آن جایگاه سند رسمی ، شناسانده و قدر و منزلت سردفتر ، دانسته و به نقش دفاتر اسناد رسمی در تثبیت مالکیت و نظم بخشی به جامعه ، پرداخته شود ، دیر زمانی است که فکر و اندیشه ی اهالی دفترخانه را به خود مشغول کرده است .
گر چه در سال های اخیر اقداماتی برای نامگذاری 6 دی و برگزاری همایش آن صورت گرفته – که اغلب ناکام مانده اند – اما تاریخچه ی نامگذاری 6 دی به سالهای خیلی دور برمی گردد .
یکی از سه شنبه های سال 1365 در محل نماز خانه ی کانون سردفتران و دفتریاران ، گروهی از سردفتران نشسته اند . اعضای این گروه از تاریخ 1362.05.25 هر سه شنبه " بی وقفه " دور هم جمع می شدند و موضوعات مربوط به دفاتر اسناد رسمی را بررسی می کردند و به سئوالات رسیده ، پاسخ می دادند . نظرات ابراز شده از سوی این گروه برای خیلی از سردفتران ، راهگشا و موثر شناخته می شد . از آداب این جلسات ، قرائت قرآن و دوری از تشریفات و خوردن غذای ساده بود . نگارنده ، بارها شاهد محفل دوستانه و سفره ی بی ریای ایشان بوده ام . " نان و پنیر " و " نان و پنیر و گردو" و " نان و پنیر و هندوانه " ویا " نان و پنیر و انگور " گویی غیر از این در بضاعت ایشان نبود . حاضرین همیشگی در این جلسات جنابان آقایان :
هادی مدرس سبزواری – سردفتر 120 تهران
مسعود جمشیدی – سردفتر 153 تهران
مسلم آقا صفری – سردفتر 11 تهران
مهدی شیرازیان – سردفتر 418 تهران
محمود ملکی – سردفتر 21 تهران
اردشیر نصیریان – سردفتر 39 تهران
هادی شیرازیان – سردفتر 58 تهران
حسین خلیل نژاد – سردفتر 170 تهران
محمد آشوری – سردفتر 307 تهران
حسین جلالی – سردفتر 207 تهران
محمد حیدری - سردفتر 26 تهران
حسن داودیان - سردفتر 208 تهران
مجید هادیان - سردفتر 87 تهران
بهمن رضا خانی - سردفتر 240 تهران و چند تن دیگر از سردفتران بودند که نامشان را به خاطر ندارم .

به نام خدا


چه خوش بود که برآید به یک کرشمه ، دو کار
زیـــارت شـــه عبــــدالعظیــــم و دیـــدن یـــــــــار
دمای هوای تهران ، دو درجه بالای صفر . از منزل که حرکت کردم ، باران می آمد و بعد برفاب . به سعادت آباد که رسیدم برف می بارید . روی سقف ماشین هایی که از شمیران آمده بودند ، برف نشسته بود . پاییز ، از ترس سرما ، باقیمانده ی برگهایش نیز ریخته بود و برف با حیا ، بلافاصله روی بدنش را می پوشاند .
اگر روز دیگری بود ، شاید نشستن کنار شومینه و یا نگاه کردن برف از پشت شیشه ، می چسبید ، اما امروز نه !
به تازگی شوری در سرم افتاده که بی تاب آخر هفته ها شده ام . جذبه ای که می کشاندم . شوقی برای دیدن ، عزمی برای رفتن . دیدن آنهایی که ندیده ام و دیدار دوباره ی دوستان .
عازم قم هستم به قصد زیارتی چند جانبه !
روحانی زاده ای متولد نجف . خوش رو ، خوش اخلاق ، گرم و صمیمی . صاحب وبلاگ " دفترخانه " و سردفتر اسناد رسمی 27 قم . افتخار آشنایی او را در همایش چهارم " اصفهان " پیدا کردم . در همایش پنجم ، دغدغه ی میزبانی ، مجال همنشینی و هم صحبتی را از من گرفته بود . فرصت دوباره ای دست داد تا همکلام او باشم . سرزده وارد دفترش شدم . مشغول کار بود . سلام کردم و او به استقبالم آمد . نمی توانست تعجب خودش را پنهان کند .
فکر می کردم بعد از ملاقاتم با " عمو " دیگر کسی از دیدنم تعجب نکند . نیم ساعتی را در دفترش با هم گذراندیم و بعد ، خواهشی را که برای گفتنش ، مقدمه چینی می کردم ، به عنوان پیشنهاد مطرح کرد .
آقای علی امینی پرسید : دلت می خواهد به اتفاق ، به دیدن نفر بعدی برویم ؟
نفر بعد ، غایب همایش چهارم و پنجم ، صاحب وبلاگ " دفتر اسناد رسمی 35 قم " آقای ناصر پیر محمدی بود . غایبی که نایل به زیارتش نشدیم و فقط توفیق حضور در دفتر کارش و تقدیم لوح همایش پنجم به همکاران ایشان نصیبمان شد . وقت برگشتن ، تلفن زد و مکالمه ای دوستانه با هم داشتیم .
برایش یادداشتی گذاشته بودم با این مضمون : گر چه از اینکه توفیق دیدارت را پیدا نکردم ، غبن فاحش بلکه افحش دارم ولی اقرار می کنم بعد از شنیدن صدایت جبران مافات شد و چنانچه عکسی از صورت ماهت با لوح همایش پنجم بفرستی ، رضایت کامل نیز حاصل گردد و متعهد و ملتزم شرعی و اخلاقی می شوم گزارش سفر را همین امروز در " بنچاق " منتشر نمایم .
آقای ناصر پیر محمدی ، بزرگوارانه درخواست من را
اجابت کرد و ضمن ارسال عکس ، بیوگرافی مختصری از خود ، بدین شرح برایم نوشته است :
" شروع به کار سردفتریم
از اوایل سال 1382 بوده و متولد استان زنجان واذری زبان هستم و پدر
بزرگوارم - مد ظله - روحانی هستند " .
بعد از آن به دیدار صاحب وبلاگ " ثبت نگار " رفتیم . مهاجری از استان کهگیلویه و بویر احمد ، متولد دهدشت ، ساکن یاسوج و فعلا" سردفتر اسناد رسمی 75 قم . " هدایت الله رستگار " مردی دوست داشتنی ، خونگرم و صمیمی است . از در که وارد شدیم ، دقیقا" روبرویمان نشسته بود . مشتاقانه به استقبالمان آمد و خوشحالی خود را با پذیرایی صمیمانه اش ابراز کرد .
برادرش که از در وارد شد ، نیاز به معرفی نداشت . شباهت فوق العاده ی دو برادر و خلق و خوی گرمشان شگفت انگیز بود . یکی از کارمندان آقای رستگار اهل نی ریز است ! صحبت از عمو جلالی و خانم الهام فرهادی به میان آمد و ذکر خیرشان رفت .
چون شنیده بودم پدر آقای امینی – بعد از عمل جراحی قلب – در منزل بستری هستند ، به اتفاق آقای رستگار به عیادت ایشان رفتیم . بزرگوارانه ما را پذیرفتند و علیرغم اینکه در بستر بیماری بودند ، اجازه دادند سفره ی نهار در اتاق ایشان پهن شود تا فرصت بیشتری برای گفتگو پیدا کنیم . پسر آقای امینی که دانشجوی نرم افزار دانشگاه امیر کبیر است ، پذیرایی از ما را به عهده داشت . بودن سه نسل از خانواده ی امینی در یک اتاق سعادتی بود که نصیبم شده بود .
بعد از صرف نهار ، به زیرزمین ، که دفتر کار پدر آقای امینی – قبل از بیماری – بود ، رفتیم . کتابخانه ای بزرگ که چند هزار جلد کتاب در آن بود و بهتر بگویم غیر از کتاب چیزی آنجا نبود . محلی دنج و دور از اغیار که جناب آقای امینی بزرگ ، عمر خود را در مطالعه ی ادیان گذرانده است .
پسر آقای امینی در رفت و آمد بود و کماکان به پذیرایی ادامه می داد . صحبت ها گل انداخته بود و موضوعات مختلف مطرح شد . صحبت در خصوص بیمه و درمان ، قانون اصلاح قانون دفاتر اسناد رسمی ، طرح شورای عالی سردفتری ، ثبت آنی و آینده فضای مجازی و سایت پارس وندار و ... چنان ما را به خود مشغول کرده بود که متوجه گذران زمان نشدیم و اگر تلفن من زنگ نزده بود شاید ساعت ها ادامه پیدا می کرد .
خداحافظی برایم سخت بود و دل کندن از دوستان ، دشوار . اما چاره ای جز رفتن نبود ! دوستان تا اول اتوبان قم – تهران بدرقه ام کردند و با کوله باری از خاطرات خوب و شیرین و ایده ها و الهام های جدید عازم تهران شدم .
تمام روز باران باریده بود و هنوز هم در حال باریدن بود . در طول راه به جمله ای از دوست نازنینم ، آقای آقا صفری فکر می کردم که گفته بود :
" من فكر ميكنم كه نوشتن در فضاي مجازي حداقل به مثابه روشن كردن يك شمع است .اگر نور زيادي ندارد ولي با بقيه شمع ها ، شعله اي است عظيم واگر شمع ها يك بيك خاموش شوند شعله اي نخواهد ماند."
و من الله التوفیق
فرامرز جمشیدی
















همگروههاي ايران در گروه F جام جهاني 2014برزيل مشخص شدند.
ايران با آرژانتين، نيجريه و بوسني همگروه شد
مراسم قرعهکشي رقابتهاي جام جهاني 2014 برزيل از ساعت 19:15 به وقت کشورمان آغاز شد تا 32 تيم حاضر در اين رقابتها به 8 گروه 4 تيمي تقسيم شده و حريفان خود را بشناسند.
در اين قرعهکشي تيم ملي کشورمان در گروه F با تيمهاي آرژانتين، نيجريه و بوسنيهرزگوين همگروه شد.
مراسم قرعهکشي مرحله نهايي رقابتهاي جام جهاني فوتبال 2014 برزيل در کاستا دو ساوپ ايالت باهيا، حدود 90 کيلومتري شمال سالوادور انجام شد.
فابيو کاناوارو قرعه ايران را از گلدان خارج کرد.
تيم ملي ايران در اولين مسابقه در کوريتيبا به مصاف نيجريه ميرود.
رییس جمهور در پیامی در گذشت نلسون ماندلا را به رییس جمهور آفریقای جنوبی و ملت بزرگ این کشور تسلیت گفت.

متن پیام حجت الاسلام والمسلمین دکتر روحانی به این شرح است:
جناب آقای جاکوب زوما
رییس جمهور محترم آفریقای جنوبی
با نهایت تأسف و تأثر از درگذشت عالی جناب نلسون ماندلا رییس جمهور پیشین کشور دوست، آفریقای جنوبی مطلع شدم.
نلسون ماندلا به آزادی و برابری انسانها نه تنها در کشورش آفریقای جنوبی بلکه در پهنه جهان، باور شک ناپذیری داشت و در این باور راستین هیچگاه به خود تردید راه نداد. او در این راه پر فراز و نشیب و سراسر رنج، با تحمل آوارگی، دوری از خانه و خانواده و زندانهای طویل المدت "راه طولانی آزادی" را شکوهمندانه معنا بخشید. او بی تردید شخصیت ممتازی بود که پس از پیروزی و به بار نشستن مبارزات، با پیوند اخلاق و سیاست، شیرینی بخشش در عین فراموش نکردن را حتی به زندانبانان و به بند کشندگان خود چشانید و از خود خاطره کم نظیری برای جهان بشریت به جا گذاشت. شگفتی زندگی او در آن بود که می دانست چگونه زندگی کند.
امروز ما نه فقط شاهد نتایج سیاستهای خردمندانه او در یکدلی نژادها و یكرنگی رنگهای مختلف در تلاش برای ساختن آفریقای جنوبی هستیم، بلکه آثار گرانسنگ این زندگی پرامید ونشاط را در کل قاره آفریقا برای کسب آزادی و برابری و زدودن آثار شوم به جا مانده از دوران استعمار و استثمار و دمیدن تدبیر در حیات مردم می توان نظاره كرد.
سوگمندانه فقدان این شخصیت بزرگ جهانی را به جنابعالی، خانواده ایشان و ملت بزرگ آفریقای جنوبی تسلیت می گویم و برای آن فقید آرامش ابدی مسألت دارم.
حسن روحانی
رییس جمهوری اسلامی ایران
به نام خدا

جامعه ی سردفتران و دفتریاران استان قزوین برگزار می کند :
همایش سراسری روساء و نمایندگان کانون ها و جوامع سردفتران و دفتریاران با موضوع تبیین نقش و جایگاه جوامع و کانون های سردفتران و دفتریاران استان ها
در دعوتنامه ای که به این منظور توسط جامعه ی سردفتران و دفتریاران استان قزوین در اختیار " بنچاق " قرار گرفته است ، دو رویکرد تبیین جایگاه و تکالیف و اختیارات جوامع و کانون ها با لحاظ قوانین جاری و ترسیم این نقش در لایحه ی پیشنهادی قانون اصلاح قانون دفاتر اسناد رسمی ، به عنوان اهداف این همایش که ظرف دو ماه آینده برگزار خواهد شد ، اعلام شده است .
در متن دعوتنامه از همکاران تقاضا شده است مقالات خود را حداکثر تا تاریخ 92/10/20 به آدرس الکترونیکی زیر ارسال نمایند :
و من الله التوفیق
فرامرز جمشیدی










بر اساس راي هيات عمومي ديوان عدالت اداري: تعويض پلاك بايد با بنچاق دفاتر اسناد رسمي باشد .
گروه قضایی: روشنک محمدی- برابر اعلام پلیس راهور روزانه حدود 12 هزار پلاک در کشور تعویض میشود که تهرانی ها سهمی 25 درصدی از این آمار دارند؛ اتفاقی به ظاهر ساده که از سال 89 مورد مناقشه پلیس و سردفتران شده است. در این سال سرهنگ «احمد رستمی » معاون فنی مهندسی پلیس راهور ناجا اعلام کرد که «مالکان خودروها برای نقل و انتقال، نیازی به مراجعه به دفترخانه ها ندارند »؛ گفته های که رییس دفتر حقوقی کانون سر دفتران و دفتریاران آن را ناشی از تفسیر اشتباه پلیس از قانون ثبت اسناد رسمی ميداند و میگويد: رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری معلوم میکند که برداشت پلیس اشتباه است.
«محمد عظیمیان» رییس دفتر حقوقی کانون سردفتران و دفتریاران
در این باره به «حمایت» توضیح داد: براساس ماده یک قانون دفاتر اسناد رسمی، کانون سردفتران و دفتریاران وظیفه تنظیم و ثبت سند رسمی را به عهده دارد، این رویه از زمان تصویب این قانون که پلاک کردن خودرو، مطرح شد تا سال 84 ادامه داشت. به گفته وی در این سال با تصویب آییننامه راهنمایی و رانندگی، وضعیت جدیدی در کشور حاکم شد که بر اساس آن، حین نقل و انتقال وسایل نقلیه باید پلاک هم تعویض میشد. رییس دفتر حقوقی کانون سردفتران و دفتریاران درباره این آیین نامه گفت: در ماده 20 این آییننامه آمده است که اگر کسی بخواهد در دفتر اسناد رسمی نقل و انتقالی صورت دهد باید به مراکز تعویض پلاک مراجعه کند، بعد از تعویض پلاک خودرو، شخص به دفتر اسناد رسمی مراجعه و تنظیم سند صورت میگیرد.وی ادامه داد: در این مرحله دفتر اسناد رسمی گزارشی را در اختیار نیروی انتظامی قرار میدهد و پلیس نیز اقدام به صدور کارت اتومبیل برای خریدار میکند. این وضعیت با این کیفیت ادامه داشت تا اینکه در سال 89 قانون رسیدگی به تخلفات رانندگی تصویب شد. به گفته عظیمیان در ماده 29 این قانون آماده است که نقل و انتقال خودرو به موجب سند رسمی صورت میگیرد و دارندههای وسایل نقلیه موظف هستند به پلیس مراجعه کنند و در آنجا مواردی ماند تطبیق و صحت مدارک، فک پلاک و درنهایت نصب پلاک جدید انجام میشود، خریدار سپس باید مانند گذشته به دفاتر اسناد رسمی برای تنظیم رسمی مراجعه کند. وی افزود: تفسیر پلیس از همین ماده باعث شد تا آنان به مردم اعلام کنند که برای سند زدن ماشین لازم نیست به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنند یعنی آنان از یک ماده قانونی برداشت نادرستی کردند و به دلیل اینکه پلیس نیز مرجعی رسمی است فکر کردند که میتوانند کار اسناد رسمی را نیز انجام دهند. ضمن اینکه پلیس معتقد بود در قانون جدید اعلام نشده است مردم برای ثبت باید به دفاتر ثبت مراجعه کنند در حالی که ماده انتهایی همین قانون به صراحت به این مورد اشاره و حتی پیشبینی کرده است که دفاتر اسناد رسمی باید در مراکز پلیس ثبت پلاک مستقر شوند.
دیوان عدالت اداری به کمک میآید
نظر قانونگذار بر این بود که باید نقل و انتقال در دفاتر اسناد رسمی صورت گیرد و پلاکگذاری در دفاتر پلیس؛ اتفاقی که به اعتقاد عظیمیان اگر اجرا میشد به شدت از حجم پروندههای قضایی میکاست اما برداشت ناصحیح پلیس از قانون، این مورد را تبدیل به مناقشهای کرد که دودش به چشم مردم میرود. وی در این باره گفت: بعد از تعویض پلاک پلیس اعلام میکند که نیازی به حضور در دفاتر رسمی برای ثبت سند نیست به این ترتیب در قدم نخست دولت از حق ثبت و مالیات محروم و در قدم بعدی مردم و دستگاه قضایی گرفتار نقل و انتقال اسناد رسمی میشوند.
در نهایت تکلیف این مناقشه با شکایت کانون سردفتران به دیوان عدالت اداری معلوم شد. رییس دفتر حقوقی کانون سردفتران در این باره گفت: رای دیوان ابتدای مهر امسال با شماره رسمی 421، 422،423 و 424 در روزنامه رسمی منتشر شد؛ و با توجه به اینکه دیوان رای داد که «مانند گذشته باید نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمی ثبت شود» به این ترتیب جایی برای اما و اگر نیست.
رویکرد پلیس به این رای
عظیمیان با بیان اینکه اکنون به نظر میرسد پلیس از این قانون تمکین نمیکند، ادامه داد: از ابتدای مهر امسال نیروی انتظامی حق ندارد بدون بنچاق دفاتر اسناد رسمی اقدام به تعویض پلاک کند و در صورت ارتکاب این عمل خلاف قانون فعالیت کرده است. اما آمار تعویض پلاک که از سوی نیروی انتظامی و پلیس راهور اعلام میشود با آمار ثبت در دفاتر اسناد رسمی به هیچ وجه همخوانی ندارد و به نظر میرسد هنوز این تخلف ادامه دارد.
تأثیر ثبت نکردن در افزایش پروندهها
رییس دفتر حقوقی کانون سردفتران و دفتریاران معتقد است ادامه این اتفاق مشکلات زیادی را برای مردم ایجاد میکند و حجم پروندههای قضایی را افزایش میدهد. وی در اینباره توضیح داد: فرض کنید فردی ماشینی را خریداری کرده و پلاک آن عوض شده است، وی بعد از مدتی تصمیم میگیرد این خودرو را در دفاتر اسناد رسمی ثبت کند و اگر فروشنده به دلایلی مانند فوت، خروج از کشور، ممنوعالمعامله شدن، مهجور شدن و مواردی از این دست در دسترس نباشد، خریدار باید برای ثبت خودرو، پروندهای تشکیل بدهد و به دادگاه مراجعه کند.
به اعتقاد عظیمیان ثبت رسمی اسناد تا 50 درصد بار پروندههای قضایی را کم میکند زیرا سند رسمی، مدرکی غیرقابل انکار است و در صورت تنظیم، افراد دیگر نیازی به حضور در مراجع قضایی برای رسیدگی به صحت ادعای خود در خصوص مالکیت ندارند.
وی اعلام کرد: برخی از مردم به اشتباه فکر میکنند دارنده پلاک، دارنده خودرو است در حالی که قانون مالک خودرو و دارنده پلاک را تفکیک کرده است و زمانی فرد مالک خودرو میشود که به دفاتر رسمی مراجعه و سند رسمی نقل و انتقال را امضا کند. موردی که به نظر میرسد با اجرای رای دیوان عدالت اداری برطرف میشود.
روزنامه حمايت
http://www.hemayat.net/
به نام خدا

دستیابی به آنچه مرقوم داشتهاید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات هستهئی است/ ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره شاخص خط مستقیم حرکت مسئولان باشد(۱۳۹۲/۰۹/۰۳ - ۱۱:۲۲)
حضرت آیت
الله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه حجت الاسلام والمسلمین
روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران در خصوص روند مذاکرات هستهای، ضمن تقدیر و تشکر
از هیئت مذاکره کننده کشورمان تأکید کردند: بیشک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت
ایران عامل این موفقیت بوده و ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره باید شاخص
خطّ مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد.
متن نامه رئیس محترم جمهور و پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح
است:
بسماله الرحمن الرحیم
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب اسلامی
حضرت آیتالله خامنهای دامت برکاته
باسلام و تحیات وافره،
خدای بزرگ را سپاس میگویم که در نخستین ماههای شروع کار دولت تدبیر
و امید، فرزندان انقلابی شما توانستند در مذاکراتی دشوار و پیچیده، حقانیت ملت
ایران در فعالیتهای هستهای را در صحنه بینالمللی اثبات کنند و گام نخست را به
گونهای پیش برند که حقوق هستهای و حق غنیسازی ملت ایران مورد اذعان قدرتهای
جهانی -که سالها سعی بر انکار آن داشتند- قرار گیرد و راه برای گامهای بلند بعدی
در حراست از پیشرفتهای فنی و اقتصادی کشور گشوده شود.
توفیق در این مذاکرات نشان داد که میتوان با رعایت همه اصول و خطوط
قرمز نظام، با ارائه منطقی و مستدلِ مواضع ملت ایران و اتمام حجت برای افکار عمومی
جهان، قدرتهای بزرگ را نیز به احترام به حقوق ملت ایران فراخواند و گامهای بعدی
را نیز در مسیر حل و فصل نهایی اختلافات با استحکام برداشت.
بیشک این موفقیت، حاصل عنایات حق و رهنمودهای رهبری عالیقدر نظام و
حمایت بیدریغ ملت ایران بوده است و توفیق نهایی نیز دراین مسیر در گرو تداوم
ارشادات جنابعالی و حمایت و یاری مردم شریف و صبور ایران خواهد بود.
دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناختهشدن حقوق هستهای
ایران و حراست از دستاوردهای هستهای فرزندان این مرز و بوم بوده است و در کنار آن
با توقف روند تحریمهای ظالمانه، بخشی از فشارهای غیرقانونی در تحریمهای یکجانبه
برداشته و فروپاشی سازمان تحریم آغاز شده است. درنتیجه این ابتکار ایران اسلامی و
استقامت ملت بزرگ ایران، قدرتهای بزرگ به این نتیجه رسیدند که تحریم و فشار، راه
به جایی نخواهد برد و همانگونه که ایران از آغاز اعلام کرده بود، برای کسب توافق،
راهی جز احترام متقابل و مذاکره عزتمندانه وجود ندارد، موضوعی که متأسفانه طرف
مقابل با تأخیر به درک آن رسید. بیتردید حصول این توافق، به نفع همه کشورهای
منطقه و صلح و پیشرفت جهانی در راستای رویکرد برد-برد خواهد بود.
اینجانب با تبریک این توفیق الهی به حضور رهبری معظم انقلاب، از هدایت
و حمایت جنابعالی سپاسگزارم و با تقدیر و تشکر از پشتیبانیهای بیشائبه ملت بزرگ
ایران و گرامیداشت یاد شهیدان هستهای، عهد خالصانه این دولت را در خدمت به این
ملت قدرشناس تجدید میکنم و استمرار دعای خیر جنابعالی و آحاد ملت را مسئلت دارم.
حسن روحانی
3/آذر/92
بسمه تعالی
جناب آقای رئیسجمهور
دستیابی به آنچه مرقوم داشتهاید در خور تقدیر و تشکر از هیئت مذاکرات
هستهئی و دیگر دست اندر کاران است و میتواند پایهی اقدامات هوشمندانهی بعدی قرار
گیرد. بیشک فضل الهی و دعا و پشتیبانی ملت ایران عامل این موفقیت بوده و در آینده
نیز خواهد بود انشاء الله. ایستادگی در برابر زیاده خواهیها همواره باید شاخص خطّ
مستقیم حرکت مسئولان این بخش باشد، و چنین خواهد بود انشاء الله.
سیّد علی خامنهای
3/آذر/92
http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=11312

سردفتری با خـُلق و خویی نرم و رويي خوش كه خنده از لبانش دور نمي شود ، متـِخلـّق به اخلاق محمدي و مؤدب به آداب سردفتري، پر متن و بي حاشيه، تلاشگر و بي ادعا، بهرهمند از تجارب ِ پدر و برخوردار از دانش حقوقي ، دست در دست معلم خود ، مؤلف كتاب وزين " آئين تنظيم و ثبت اسناد دفاتر اسناد رسمي " ...

آقاي سيد
فریدالدين محمدي ، سردفتر اسناد رسمي شماره 727 تهران اقدامات فراواني انجام داده
كه هركدام بتواند انگيزهي نوشتن من باشد ، اما بهانهي من براي اين پـُست ، كتاب
"آئين تنظيم و ثبت اسناد در دفاتر اسناد رسمي" يا تلاش هاي او در زمينهي
گواهي امضاي الكترونيك يا خدمات قضايي نيست ، كه هركدام جاي تقدير و تشكر فراوان
دارد.اين بار به علت ترك ِ فعلي سراغ فريد محمدي رفته ام ! او به تنهايي با ارسال
ايميل هاي منتخب و مربوط به حرفهي مقدس سردفتري ، آژانس خبري ای داير كرده بود كه
در موارد متعدد براي من و همكاران ، منبع خبري محسوب مي شد و از صبح زود تا پايان
شب ، بي وقفه ما را مورد لطف خود قرار مي داد .
چند روزي بود که ايميلي از او دريافت نكرده بودم ، نگران سلامتياش شدم ، تماس گرفتم ، بحمدالله
پاسخ ِ من را داد و دانستم كه جاي نگراني نيست .
خرابي گوشي ِ تلفن و به هم ريختگي ِ تنظيمات آن شايد موقتا مخل ِ فعاليت ِ او باشد
، ولي اگر بداند كه خبررساني او چقدر حائز اهميت است و هربار كه ايميل تازهاي از
او دريافت مي كنيم ، به چه اندازه خوشحال مي شويم و اگر آثار مثبت بنگاه خبري ِ تک نفرهي خود را بداند ، شايد زودتر به هم ريختگي ها را اصلاح و خرابي ها را درست
كند.
جا دارد
از زحمات جناب آقای احمد علی سیروس ، سردفتر اسناد رسمی شماره 111 تهران و عضو
هیات مدیره ی کانون سردفتران و دفتریاران که در کنار همه ی گرفتاری های خود ، خدمت
مشابهی را ارائه می دهد نیز تشکر صمیمانه نمایم .
و من الله التوفيق
فرامرز جمشيدي

به نام خالق دوستی ها

سلام عمو . این غیبت صغری تموم نمیشه ؟
سلام بر عمو ی خودم،حالت چطوره عمو؟
هر روز در این کلبه را میکوبم اما کسی در را باز نمیکند توی یکی از سایتها خواندم که کسالت دارید به خاطر ثبت آنی میگویند کمر درد دارید خواستم جویای احوال شوم
فریادی از اعماق اعصار و قرون : عمو و و و و و و و
سلام
عموی عزیز
چرا دیگه نمی نویسید خیلی دلم براتون تنگ شده
عمو ... عمو ... بیدار شو
عمووووووووووووووووووووو !!! کجایییییییییییییییییید؟؟؟؟
عمو جان میفکن بر صف رندان گذری بهتر ازین / بر در میکده میکن گذری
سلام عمو
جان ؛
چی شد ؟ باز که نیستی ؟ دوستان هی به من نق می زنند که سراغی از عمو بگیر ! ببین
چرا نیست ، چکار می کنه ، چرا نمی نویسه
..............................................................................
سلام
جملات بالا بخش اندکی از کامنت ها و پیام هایی است که برای صاحب کلبه نوشته شده بود . آخرین پست وبلاگش مربوط می شود به 10 شهریور ! و بعد سکوت و بی خبری !
" عمو " قبلا نیز گوشه گیر شده بود و کمتر می نوشت و نمی نوشت . خیلی امیدوار بودم همایش پنجم فرصتی باشد تا به دیدارش نایل شوم . همه جا صحبت از او بود . سادگی ، صمیمت ، شیرین سخنی و خوش قلمی .
همایش برگزار شد و او نیامد . ( غایب بزرگ ) همایش بود . البته خیلی های دیگر هم نیامدند . اما قرار نبود بیایند . نگفته بودند که می آیند . اما عمو وعده ی آمدن داده بود !
شنیدم کسالت دارد و درد کمر ، امانش را بریده و نتوانسته بیاید .
دلتنگی حس بدی است ، حتی دلخوری را تحت الشعاع قرار می دهد ! همه سراغش را می گیرند و او جوابی نمی دهد !
نتوانستم خودم را قانع کنم تا حالش خوب شود و نوشتن را آغاز کند و برایمان بنویسد چرا نمی نویسد !
تا به حال ندیده بودمش . تصویری از او در ذهنم نبود . اما بسیار دوستش داشتم و نیامدنش در همایش پنجم ، دیدار را به وقت نامعلومی موکول کرده بود .
او کیست که عزیزان وبلاگ نویس نبودنش را بر نمی تابند و فغان می کنند ؟ چه ویژگی ای دارد ؟ و خیلی سئوال های دیگر که ذهنم را مشغول کرده بود .
نفهمیدم چه وقت تصمیم رفتن گرفته بودم اما وقتی به خودم آمدم پای پلکان هواپیما در فرودگاه مهرآباد بودم . در طول سفر به علت سفر و انگیزه ام فکر می کردم .
" عمو " خبر نداشت که می روم !
وقتی رسیدم ، پشت یکی از میزهای محل کارش ایستاده بود . وارد شدم و سلام کردم . توضیح آنچه گذشت و توصیف صحنه ی دیدار ، واقعا" سخت و دشوار است . دقایقی بعد گوشه ای از دفتر روی دو صندلی ، دو دوست نشسته بودند . با سالها سابقه ی آشنایی .
نمونه ی بارزی از یک انسان ! شریف ، صادق ، دلسوخته ، درد آشنا ، صمیمی ، خوش صحبت با لهجه یی که خیلی دوستش دارم ، ساده و دلنشین .
دفترخانه سادگی صاحبش را داشت . سایت کامپیوتر دفترخانه کنار دست سردفتر مستقر بود و دستگاه پوز و فکس و پرینتر ، سازگارانه در اختیار او بودند . با عجله سامانی به کارهایش داد و امیدوار بود شب برگردد و آنها را کامل کند .
با ماشین عمو که در حیاط دفترش پارک بود به سمت " کلبه " رفتیم . کلبه ی عمو بسیار پر رونق و روشن و آرامبخش و باصفا بود و یار همیشگی عمو و کمک حال او در کار دفتر ( همسرش ) و چشم و چراغ خانه ( دخترش ) بهت زده از رسیدن مهمان ناخوانده ، به استقبالمان آمدند .
یک استکان چای گرم و گفتگو در فضای کلبه ی عمو ! آرزوی دیرینه ی من محقق شد . فرصت کم بود و حرف ها بسیار . از تلیت کشک و زیرشلواری آبی راه راه خبری نبود ! اما میز نهاری چیده شد و رشته ی کلام بریده نمی شد و تمام اتفاقات مثل دانه های تسبیح به رشته ی محبت کشیده می شدند .
عمو روی صندلی آرام و قرار نداشت و مدام جا به جا می شد . کمر درد امانش را بریده است و فعالیت های او را مختل نموده ! فشار کار باعث آن شده و اینکه عمو دست تنهاست . همسر محترمش بعد از ظهرها بعد از اینکه خسته از سر کار می آید به کمک عمو می شتابد و با هم سند ها را تنظیم می کنند !
حیاط خانه ی عمو بسیار با صفاست . درختان نارنج و بوته های گل کاغذی و باغچه ی کوچک آن محل خوبی برای ادامه ی گفتگو بود .
به پیشنهاد عمو سوار ماشین شدیم و در فرصت کوتاه باقیمانده از جاهای دیدنی شهر قدیمی نی ریز بازدید کردیم . " عمو " برای فردای آن روز برنامه ریزی می کرد که کجاها برویم و چه چیز بخوریم و چه کارها بکنیم و من شرمنده که باید شب بر می گشتم .
" عمو جان " ؛ آمده بودم ببینمت و بگویم دوستت داریم و جایت بین ما خالی است . شب قبل از آمدنم ، همسرم گفته بود : از کجا می دانی که " عمو " در عالم واقع ، به همان خوبی فضای مجازی است ؟
جوابش را نداده بودم . چون مطمئن نبودم . اما حالا جوابش را آماده کرده ام : عمو در عالم واقع بسیار دوست داشتنی تر ، مهربان تر ، عمیق تر ، انسان تر و شیرین تر از آن است که در صفحه ی " کلبه عمو " شناخته بودم .
از اینکه به دیدنت آمدم ، بسیار خوشحالم و این شادمانی را با درج خبر دیدارت ، با دوستانم و دوستدارانت تقسیم می کنم .
" عمو جان " در کلبه را باز کن و آن را آب و جارو کن و یک فوت محکم تو سماور ذغالی آن بکن تا همه امان یک چای دیشلمه با تو نوش جان کنیم .
ارادتمند : جمشیدی







































با رأي اعتماد مجلس گودرزي وزير ورزش و جوانان شد
پيش از اين مسعود سلطانيفر، سيدرضا صالحي اميري و نصرالله سجادي به عنوان وزراي پيشنهادي ورزش و جوانان موفق به کسب راي اعتماد از مجلس نشده بودند.
http://www.varzesh3.com/news.do?itemid=1028041&title=
"بنچاق" انتصاب آقاي محمود گودرزي را به سِمت وزير ورزش و جوانان به ايشان و خانوادهي محترم ، خصوصا خانم شيما گودرزي و اهالي ورزش و ورزش دوستان ، تبريك گفته ، از خداوند سبحان توفيق كامل آقاي وزير را مسئلت مي نمايد .
و من الله التوفيق
فرامرز جمشيدي