اگرچه عرض هنر پيش يار بي ادبي است!
بسم الله النور

این قیاس ناقصان بر کار رب
جوشش عشق است نه از ترک ادب
نبض عاشق بی ادب بر میجهد
خویش را در کفهٔ شه مینهد
بیادبتر نیست کس زو در جهان
با ادبتر نیست کس زو در نهان
هم بنسبت دان وفاق ای منتجب
این دو ضد با ادب با بیادب
بیادب باشد چو ظاهر بنگری
که بود دعوی عشقش همسری
چون به باطن بنگری دعوی کجاست
او و دعوی پیش آن سلطان فناست
( من نیز سردفترم !)
با خودم گفتم مطلب امروز را با جمله ی بالا شروع کنم مبادا کسی از خوانندگان تصور کند یکی از کارمندان اخراج شده از دفترخانه ، ساز مخالف کوک کرده و قصد دارد خدای ناکرده جامه ی منزه سردفتر را ملوث نموده و به ساحت او تعرض کرده ، روزش را از او دریغ کند .
من نیز سردفترم – گر چه هرگز خود را لایق این جایگاه رفیع ندانسته ام – اما برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و سختی ها و مرارت های گوناگون دیده ام .
در کامنت ها خواندم : احترام امامزاده را متولی باید نگهدارد !
در پاسخ عرض می کنم سمت متولی برای من زیاد است . مرا مسئول کفش کنی این امامزاده نیز بکنید ، از سر من زیاد است . گزافه گویی نیست اگر بگویم کمتر کسی به اندازه ی من به سردفتری عشق دارد و برای آن احترام قائل است . علیرغم آنکه از سال 1354 برای رسیدن به منصب پرافتخار سردفتری خون دل خورده ام اما هنوز قبای آنرا برای تن خود گشاد می دانم .
منصبی که سبقه ی روحانیت دارد و امروز از آن انتظار دیانت ، امانت ، صداقت ، پاکدستی ، شرافت ، انصاف ، قناعت و معلومات دارند . قبول دارم که قسمت اعظم مسئولیت ها در دفترخانه با سردفتر است ! می پذیرم که هیچ تناسبی بین حق و تکلیف او برقرار نیست ! باور می کنم که سردفتر به تنهایی مسئولیت پرداخت تمام هزینه ها و تامین مایحتاج دفترخانه اعم از زیربنایی و روبنایی و تاسیسات و تجهیزات و امکانات و اقلام مصرفی و سرمایه ای را دارد ! جای انکار ندارد که جبران خسارات احتمالی اشخاص حقیقی و حقوقی و پاسخگویی به مراجع انتظامی و قضایی و تحمل مجازات اقدامات ناخواسته و پیش آمده با سردفتر است ! اصلا" چه کسی می تواند نقش سردفتر را به عنوان سپر دفاعی دفتریار و کارمند نادیده بگیرد ؟
اگر سردفتر نباشد ، دفتریار چه معنایی پیدا می کند و کارمند دفترخانه چه صیغه ای است ؟
اما علیرغم تمام این مقدمات ، باز هم معتقدم " دفتر اسناد رسمی " کل است و "سردفتر" جزئی از آن !!!
چه نسبتی بین دفتر اسناد رسمی و سردفتر برقرار است ؟ چه مقدار بر هم انطباق دارند ؟
شما بگویید 99% - چرا که وقتی سردفتر فوت می کند ویا بازنشسته می شود ویا خدای ناکرده معلق می شود " دفتر اسناد رسمی " از فعالیت بازمی ایستد ! اما بعد چه می شود ؟ برای آن سردفتر دیگری منصوب می کنند .
به ماده ی (1) و (2) قانون دفاتر اسناد رسمی و كانون سر دفتران و دفتریاران توجه فرمایید :
ماده 1- دفترخانه اسناد رسمی واحد وابسته به وزارت دادگستری است و برای تنظیم ثبت اسناد رسمی طبق قوانین و مقررات مربوط تشکیل می شود سازمان و وظایف دفترخانه تابع قوانین و نظامات راجع به آن است.
ماده 2- اداره امور دفتر خانه رسمی بعهده شخصی است که با رعایت مقررات این قانون بنا به پیشنهاد سازمان ثبت اسناد و املاک کشور با جلب نظر مشورتی کانون سردفتر نامیده می شود .
قانونگذار ابتدائا" نهادی را به عنوان دفتر اسناد رسمی تاسیس می کند و بعد برای اداره ی آن شخصی را با نام سردفتر منصوب می کند !
دفاتر اسناد رسمی در جای جای قانون مخاطب مقنن قرار گرفته اند و آنها را مکلف و موظف به انجام وظایفی نموده است :
ج- دفاتر اسناد رسمی مكلفند هنگام نقل و انتقال عین املاك، مفاصاحساب مالیاتی و بدهی موضوع ماده(37)قانون تأمین اجتماعی مصوب 1354 را از انتقالدهنده مطالبه و شماره آن را در سند تنظیمی قید نمایند مگر اینكه انتقالگیرنده ضمن سند تنظیمی متعهد به پرداخت بدهی احتمالی گردد كه در اینصورت متعاملین نسبت به پرداخت آن مسؤولیت تضامنی خواهندداشت
ماده 2- دفاتر اسناد رسمی موظفند در صورت عدم وصول پاسخ استعلامات، منتقلالیه را از آثار و تبعات سند تنظیمی موضوع تبصره ماده(1)، مطلع سازند در اینصورت طرفین پس از تنظیم سند و نقل و انتقال متضامناً مسؤول و پاسخگوی كلیه تعهدات قانونی و بدهیهای مربوط به ملك كه تا زمان تنظیم سند،طبق قوانین محقق و مسلم بوده میباشند
" قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی مصوب 1385.
ماده 1ـ
دفاتر اسناد رسمی مکلفند قبل از تنظیم سند رسمی انتقال عین اراضی و املاک اعم از قطعی، شرطی، هبه، معاوضه، صلح، وقف و وصیت، مطابقت مشخصات ملک و مالک (مندرج در سند مالکیت) با دفتر املاک و بازداشت نبودن ملک را از اداره ثبت اسناد و املاک محل وقوع آن استعلام و پس از اخذ پاسخ، با رعایت سایر مواد این آییننامه مبادرت به تنظیم اسناد مذکور نمایند و شماره و تاریخ پاسخ استعلام را در سند تنظیمی قید کنند.
ماده 4-
دفاتر اسناد رسمی موظفند هنگام تنظیم سند رسمی انتقال اراضی و املاک واقع در خارج از محدوده و حریم شهر، اعلام نظر اداره جهاد کشاورزی شهرستان مربوط مبنی بر عدم شمول مقررات قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن و یا عدم شمول ماده (56) قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و مراتع را اخذ و شماره و تاریخ آن را در سند تنظیمی قید نمایند. ادارات جهاد کشاورزی مکلفند با رعایت مفاد تبصره ماده (1) قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی و ماده (7) این آئیننامه، نسبت به ارجاع موضوع به سازمانهای ذیربط (حسب مورد سازمان امور اراضی یا سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور) و یا ادارات وابسته اقدام و اعلام نظر نمایند.
تبصره1ـ دفاتر اسناد رسمی موظفند به منظور تعیین موقعیت پلاک ثبتی مورد انتقال از جهت داخل یا داخل از محدوده و حریم شهر قرارداشتن آن، از سازمان مسکن و شهرسازی استعلام نمایند.
آیین نامه اجرایی قانون تسهیل تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی"
1 - به منظور تأمین وجوه لازم جهت اجرای مواد 10، 11، 57 و 68 قانون دفاتر اسناد
رسمی، دفاتر اسناد رسمی مکلفند همه ماهه ده درصد ازحقالتحریر دریافتی را به حساب
مربوط به بیمه و بازنشستگی و ازکارافتادگی و امور رفاهی و درمانی سردفترداران و
دفتریاران دفاتر اسناد رسمی وعائله تحت تکفل آنان پرداخت نمایند. نحوه پرداخت و
بیمه و بازنشستگی و حساب مربوط به موجب آییننامهای خواهد بود که از طرف سازمان
ثبتاسناد و املاک کل کشور تهیه و به تصویب رییس قوه قضاییه خواهد رسید.
" قانون توزیع حق التحریر دفاتر اسناد رسمی موضوع ماده 54 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354.4.25
...
البته پر واضح است که ساختمان و تابلو قدرت انجام فعل مورد نظر قانونگذار را ندارد و هر جا عبارت " دفاتر اسناد رسمی " به کار رفته است ، منظور " سردفتر " است و در واقع شخص سردفتر است که مکلف و موظف به انجام امور محوله می باشد . که اگر غیر از این بود پاسخ ما به ادارات بازرسی و صورتجلسات آنها این بود که بروید علیه " دفتر اسناد رسمی " کیفرخواست صادر کنید و آن را مجازات نمایید !
...
در نتیجه ضمن اظهار بی مایگی در بحث با بزرگان و احترام به آراء و نظرات ایشان و تاکید بر دلبستگی به اهالی فضای مجازی دفاتر اسناد رسمی خصوصا" آنها که در مرجعیتشان اتفاق نظر وجود دارد ، نظیر جنابان " میرزا بنویس " و " افق سردفتری " و " دفترخانه " و " کلبه عمو " و " دانشنامه سردفتران " و دیگران ، اعلام می کنم نظريه ي خود را در نامگذاری ششم دی ماه به عنوان " روز دفاتر اسناد رسمی " بر پایه استدلال فوق بنا نهاده ام و امیدوارم محلی برای گفتگو و تبادل نظر باشد و مانند همیشه از راهنمایی های شما بهره مند باشم .
چون كه 100 آيد 90 هم پيش ماست . " روز دفاتر اسناد رسمي " همزمان " روز سردفتر " ، " روز سند رسمي " و " روز دفتريار " است و متعلق به همه ي آناني است كه در دفترخانه زحمت مي كشند .
و من الله التوفیق
فرامرز جمشیدی
مطالب مرتبط
فراموش نکنیم (( ششم دی ماه در راه است ))
به بهانه روز 6 دی ، روز دفاتر اسناد رسمی